گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه؛ آخرین امیدها و محاسبات

سپاه پاسداران در شرایطی به متحدان منطقه‌ای خود امید بسته که فشارهای داخلی و خارجی، پایه‌های شبکه نیابتی جمهوری اسلامی ایران را بیش‌ازگذشته متزلزل کرده است

جنگجویان حزب‌الله لبنان‌ــ Photo: MAHMOUD ZAYYAT/AFP/Getty Images

به نظر می‌رسد برای پایان‌ دادن به عصر گروه‌های مسلح فرامرزی یک توافق ضمنی بین‌المللی شکل گرفته و پس از داعش و القاعده، اکنون نوبت به بازوهای جمهوری اسلامی ایران رسیده است؛ گروه‌هایی که تحت هدایت سپاه پاسداران، به خطری برای جهان تبدیل شده‌اند.

نقطه عطفی که سپاه پاسداران و گروه‌های وابسته به آن هنوز به آن پی نبرده‌اند، این است که در نیم‌قرن گذشته، سپاه پاسداران تهدیدی برای امنیت انرژی یا زنجیره‌های تامین جهانی به شمار نمی‌رفت، اما به محض آنکه چنین تهدیدی شکل گرفت، معادله تغییر کرد و آینده سپاه نیز به سرنوشت همان گروه‌ها گره خورد.

رژیم ایران در داخل نیز دیگر صرفا در قالب یک «دولت» با ساختار، سلسله‌مراتب و نهادهای شناخته‌شده آن دیده نمی‌شود. از همین رو، جهان اکنون با سپاه پاسداران سروکار دارد، یعنی با نیروهایی مسلح که جهان را تهدید و باج‌گیری می‌کنند، درست همانند گروه‌هایی که پیش از آن‌ها وجود داشتند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

سپاه پاسداران اکنون تنها مانده، نه دولتی کنار آن ایستاده است و نه متحدی دارد که از آن حمایت کند. حتی کشورهایی مانند چین و روسیه اگر کمکی به ایران می‌کنند، این کار را تنها به دلیل منافع خودشان انجام می‌دهند‌. برای مقابله با آمریکا، به‌ویژه دونالد ترامپ، تضعیف و فرسوده‌ کردن او، یا تامین منافع تجاری خود.

با این حال، همه می‌دانند که این وضعیت دیر یا زود حتی به زیان همین کشورها هم تمام خواهد شد. این واقعیت نشان می‌دهد که رژیم ایران یا آنچه از آن باقی مانده است، دیگر جایگاه یک دولت را ندارد. ائتلاف‌هایی هم که در طول سال‌ها ایجاد کرد، عملا کارآیی خود را از دست داده‌اند. واکنش نشان ندادن کشورهای متحد جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های وابسته به آن در برابر حملاتی که تهران متحمل شد و به کشته‌ شدن رهبران و از بین رفتن تسلیحات آن انجامید، نشان داد که دوران اثرگذاری این ائتلاف‌ها به پایان رسیده است. تنها چیزی که جمهوری اسلامی ایران از متحدانش به دست آورد، می‌تواند به چند «میانجی‌گری» برای کاهش فشار بر تهران محدود ‌شود.

محاصره‌ای که اکنون بر ایران تحمیل شده است، دیگر مجالی برای تداوم فعالیت متحدان جمهوری اسلامی باقی نخواهد گذاشت. تشدید فشارهای اقتصادی اختلافات داخلی درون نظام را هر روز بیشتر خواهد کرد و در نهایت به درگیری میان دو جریان اصلی در آن کشور خواهد انجامید.

یک جریان تسلیم و پذیرش باقی‌مانده نظام و حفظ آنچه را از ساختار دولت باقی مانده است، ترجیح می‌دهد. این جریان با تکیه بر جامعه، فشار بر سپاه پاسداران و رهبر جمهوری اسلامی ایران را افزایش خواهد داد. اگر این جریان در پیشبرد هدفش موفق شود، به معنای کنار گذاشتن فرماندهان تندرو سپاه و صرف‌نظر کردن از گروه‌های نیابتی آن در منطقه خواهد بود که هدف نهایی آن، نجات رژیم از بن‌بست کنونی است.

با وجود همه موارد یادشده و فشارهای روزافزون داخلی و بین‌المللی، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران در عراق و لبنان همچنان در تحویل سلاح‌هایشان به دولت تردید دارند. این در حالی است که تحویل سلاح می‌تواند از به خطر افتادن امنیت این نیروها جلوگیری کند. دلیل این تردید امید آن‌ها به سپاه پاسداران ایران است.

سپاه از این گروه‌ها می‌خواهد سلاح‌هایشان را حفظ و دو سال دیگر مقاومت کنند و تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ دوام بیاورند، حتی اگر این تصمیم به رویارویی با ارتش رسمی کشورشان که از حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار است، منجر شود.

در نهایت، امیدواریم عقل و منطق بر محاسبات غلبه کند و اگر چنین نشد، دست‌کم ملاحظات و منافع شخصی رهبران این گروه‌ها آنان را از کشاندن لبنان و عراق به جنگی تازه و ریختن خون‌هایی که هیچ‌کس از آن سودی نخواهد برد، بازدارد.

برگرفته از الشرق‌الاوسط

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه